که بودیم، نبودیم کسی
کشت ما را غم بی هم نفسی
تا که رفتیم همه یار شدند
خفته بودند، همه بیدار شدند
قدر آیینه بدانید در آن لحظه که هست
نه در آن لحظه که افتاد و شکست

میرسد روزیکه مرگ عشق را باور کنی
میرسد روزیکه بی من لحظه ها را سر کنی
میرسد روزیکه بی من در کنار خط من
شعرهای کهنه ام را مو به مو از بر کنی